سيد محمد باقر برقعى

613

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

پروين اعتصامى علاقهء خاصّى دارد . سالمى از سال 1344 از همدان به تهران مهاجرت كرد و در اين شهر رحل اقامت افكند و اوقاتش بيشتر به مطالعهء كتاب و معاشرت دوستان مىگذرد . وحدانيّت اى آسمان نمونهء اعلاى جلوه‌ات * كون و مكان صحيفهء والاى جلوه‌ات صبّوح قدسيان همه تسبيح ذات تو * قرآن تمام ناشى طغراى جلوه‌ات غنج و دلال چرخ فلك مظهرى ز تو * مهر و سپهر و ماه ، هيولاى جلوه‌ات رخسار تو ز پرده برون اوفتاد و ، شد * خلقى اسير عكس دلاراى جلوه‌ات وحدانيت به شأن تو هرگز غريب نيست * وحدت بود مؤيّد فحواى جلوه‌ات كُنه وجود و كتم عدم در حدوث خير * يك نكته از تقارن ايماى جلوه‌ات يوم النّشور و حور و قصور و بهشت عدن * سرمست و سرگران تولّاى جلوه‌ات لعل و لئالى چمن و گلشن حيات * مفهوم ما يُريد مرا پاى جلوه‌ات يكتائى وجود تو در ممكن الوجود * شد واجب الوجود مؤداى جلوه‌ات اعيان ، هماره مست تماشاىِ روىِ تو * انوار ، محوِ طلعتِ زيباى جلوه‌ات نقدِ وصالِ توست مرا مايهء حيات * جانا كه « سالمى » شده شيداى جلوه‌ات به حسين فقيرزاده ، وكيل دادگسترى همدان غزل موشّح حُسن روز افزون تو ، اى آفتِ بُرنا و پير * جلوه‌اى مستانه كرد و ، كرد خلقى را اسير سحرِ چشم مستِ تو بنيان هستى زد به هم * ريخت برهم نظم و ترتيب جهانِ مُستدير يك تجلّىّ تو اعيان را عيان كرد و ، نمود * مشرق الانوار حقّ را مطلع بالا و زير نور مشكاة وجودت باعث ايجاد فيض * عكس رخسار تو در مصباحِ هستى ، دل‌پذير فرضِ « ما لا يدرك » ذاتت ، كجا تجويز كرد * ترك درك مهبط انوار اين عالىسرير